بازگر

لغت نامه دهخدا

بازگر. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سیریک بخش میناب شهرستان بندرعباس که در 12 هزارگزی جنوب میناب وهفت هزارگزی باختر راه مالرو جاسک به میناب در جلگه قرار دارد. ناحیه ای است گرمسیر با 300 تن سکنه، آب آن از چاه تأمین میشود و محصول آن خرما و مرکبات و شغل مردمش زراعت و راه آن مالرو است. مزرعه شهمرادی جزو این ده است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی از میناب

جمله سازی با بازگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مسروری بازگری را با تئاتر آغاز کرد و سپس وارد تلویزیون و سینما شد او در رادیو نیز مشغول بود و از گویندگان و صداپیشگان رادیو بود. از جمله آثار او بازی در سریال روزی روزگاری در نقش صفر بیگ و تفنگ سرپر و پشت کوه‌های بلند در نقش کدخدای کولیباد است.

💡 آب جوی ار ز بحر بازگری بحر را زان سپس شَمر شمری

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز