لغت نامه دهخدا
( آب قند ) آب قند. [ ب ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شربت قند. || قسمی خربزه بکاشان بسیار شیرین و نازک.
( آب قند ) آب قند. [ ب ِ ق َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شربت قند. || قسمی خربزه بکاشان بسیار شیرین و نازک.
( آب قند ) (بِ قَ ) [ فا - ع. ] (اِمر. ) ۱ - شربت قند. ۲ - قسمی خربزه کاشان که بسیار شیرین و لطیف است.
( آب قند ) ( اسم ) ۱ - شربت قند. ۲ - قسمی خربزه بکاشان که بسیار شیرین و لطیف است.
شربت قند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای اینکه نوزاد دچار زردی نشود و در صورت ابتلا، سریعتر بهبود یابد، برای نوزادانی که شیر مادر میخورند توصیه میشود که تعداد دفعات شیر دادن بین هشت تا ۱۲ بار در چند روز اول پس از تولد باشد، نوزادانی که ناچار به استفاده از شیرخشک هستند هر دو تا سه ساعت، حدود سی تا شصت سیسی شیر به نوزاد بدهند. اینکه بهصورت روتین به همهٔ نوزادان، آب یا آب قند بدهند درست نیست.
💡 به بيمارانى كه قدرت خوردن غذا ندارند آب قند انگور را تزريق مى نمايند و مدتىبيمار را بدون غذا نگهدارى مى كنند. در اثر خوردن انگور تخليهكامل معده، عمل زياد شدن ادرار و در نتيجه يكعمل كم شدن اوره و ترشى ادرار، يك ذخيره مواد ازته و قندى، زياد شدن ترشحاتصفرا و يك عمل اكسيد اسيون بوجود مى آيد.