شمیمه

مترادف‌ها

بو، رایحه، عطر

متضادها

تعفن، بوی بد

لغت نامه دهخدا

شمیمه. [ ش َ می م َ ] ( ع ص ) به بوی خوش آمیخته و معطر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

به بوی خوش آمیخته معطر

فرهنگ اسم ها

اسم: شمیمه (دختر) (عربی) (تلفظ: šamime) (فارسی: شميمه) (انگلیسی: shamime)
معنی: بوی خوش، واحد شمیم، یک بوی خوش

جمله سازی با شمیمه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عبقات قدس ز بوستان معارف تو شمیمه ای نفحات انس ز داستان افاضۀ تو عنایتی

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران