لغت نامه دهخدا
شادانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) شاهدانه. شهدانه. دانه کنب. ( ناظم الاطباء ).
شادانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) شاهدانه. شهدانه. دانه کنب. ( ناظم الاطباء ).
شاهدانه شهدانه
اسم: شادانه (دختر) (فارسی) (تلفظ: shadane) (فارسی: شادانه) (انگلیسی: shadaneh)
معنی: شاهدانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اُمید جعفری (زادهٔ ۲۷ تیر ۱۳۵۴ – درگذشتهٔ ۲۹ اسفند ۱۳۹۷ در تهران) خواننده و آهنگساز اهل ایران بود. خوانندگی قطعهٔ «بر طبل شادانه بکوب» ترانهٔ پیروزیهای ورزشی ایران، از آثار او است.
💡 گندم بدول بادا با تو مرا همیشه شادانه باد جوجو مرجوی ارزن ارزن