رغام. [ رُ ] ( ع اِ ) آب بینی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). آب بینی. لغة فی المهملة او لثغة. ( از منتهی الارب ). آب بینی که می رود از درد و جز آن. ( دهار ).
رغام. [ رَ ] ( ع اِ ) خاک و خاک نرم یا ریگ آمیخته به خاک. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). ریگ نرم. ( دهار ). خاک ریگ آمیز. ( مهذب الاسماء ) ( غیاث اللغات از شرح نصاب و منتخب اللغات ) ( دهار ). خاک به ریگ آمیخته. ( یادداشت مؤلف ). || ( اِخ ) نام ریگستانی است. ( منتهی الارب ).
(رَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - خاک. ۲ - خاک نرم. ۳ - ریگ آمیخته به خاک.
۱. خاک.
۲. خاک نرم.
۳. ریگ آمیخته با خاک.
( اسم ) ۱ - خاک. ۲ - خاک نرم. ۳ - ریگ آمیخته بخاک.
خاک.
خاک نرم.
ریگ آمیخته به خاک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شهاب الدین صدر، نایب رئیس مجلس که ریاست جلسه را برعهده داشت در پاسخ به تذکر رسایی گفت: «آقای ضرغامی باید کوتاهی صورت گرفته در آن برنامه را جبران کند.»
💡 ساقی کوثر امیر مؤمنان مصباح ایمان شیر و شمشیر خدا، میر هدی ضرغام و حیدر
💡 در سال ۱۳۴۰ و به هنگام وزارت الموتی در دولت امینی به ریاست بازرسی کل کشور رسید و چند تن از افراد با نفوذ در کشور چون سپهبد علوی رئیس شهربانی، ضرغام وزیر دارایی، ابتهاج رئیس سازمان برنامه و سهیلی نخستوزیر سابق را به دادگاه کشیده و برخی از آنان را به زندان انداخت. در سال ۱۳۴۲ مجبور به بازنشستگی زود هنگام شد.
💡 تو ایضرغامپیلافکنچو بیرون راندی از مکمن روان شد فتحت از ایمن دوان شد بختت از ایسر
💡 چو ازنی قلمش نغمه خیزد اندر بزم به پشه از فزعش ناخن افکند ضرغام