بایکر
مترادفها
موتورسوار
لغت نامه دهخدا
بایکر. [ ی ِ ک َ ] ( اِ ) سبب. موجب. جهت. علت. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با بایکر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شفیعی در فستیوال جهانی ایتالیا به عنوان یکی از «پنج بایکر نمونه زن جهان» شناخته شد.
💡 بسیاری از بایکرها در سراسر جهان برای شرکت در مسابقات بزرگ موتورسواری و نمایش قدرت موتورهای خود، سالانه به جشنوارههای بینالمللی و بسیار هیجانانگیز میپیوندند.
💡 اگر میخواهی مانند یک بایکر حرفهای رفتار کنی، باید همیشه کلاه ایمنی و تجهیزات حفاظتی کامل را برای حفظ امنیت خود در جادهها به همراه داشته باشی.
💡 گروه محلی بایکرها در شهر ما، هر جمعه شب با موتورهای سنگین و پرقدرت خود در خیابانهای اصلی گردش میکنند تا با یکدیگر معاشرت کنند.