لغت نامه دهخدا
( نجیبة ) نجیبة. [ ن َ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث نجیب است. ( اقرب الموارد ). ج، نجائب. رجوع به نجیب شود.
( نجیبة ) نجیبة. [ ن َ ب َ ] ( ع ص ) تأنیث نجیب است. ( اقرب الموارد ). ج، نجائب. رجوع به نجیب شود.
= نجیب
( صفت ) مونث نجیب جمع:نجابت (نجائب )
اسم: نجیبه (دختر) (عربی) (تلفظ: najibe) (فارسی: نجیبه) (انگلیسی: najibe)
معنی: اصیل، شریف، هر چیز ممتاز، مؤنث نجیب، عفیف، پاکدامن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن زن که نجیبه و عفیف است در خانه نشسته باد بهتر
💡 آن زن که نجیبه است با کس از خانه برون، همینجوشد
💡 بشیره بن مراد به همراه خواهرش نجیبه و تعداد دیگری از زنان مرفه تونسی به فعالیت در امور خیریه پرداخت، در دسامبر ۱۹۳۶ جزو پایهگذاران اتحادیه زنان تونس بود، این اتحادیه در سال ۱۹۳۸ به رسمیت شناخته شد و علیرغم اینکه به این اتحادیه جواز داده نشد ولی تا سال ۱۹۵۱ فعالیت میکرد.