لغت نامه دهخدا
خوب نژاد. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) از نژاد خوب. خوش اصل. اصیل. نژاده:
پادشاهی نشست خوب نژاد. ( از تاریخ بیهقی ).
خوب نژاد. [ ن ِ ] ( ص مرکب ) از نژاد خوب. خوش اصل. اصیل. نژاده:
پادشاهی نشست خوب نژاد. ( از تاریخ بیهقی ).
از نژاد خوب خوش اصل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عظم الله اجر اصطبلک ز آنچنان بارگیر خوب نژاد