تبلغ

لغت نامه دهخدا

تبلغ. [ ت َ ب َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) روزگار فاگذاشتن به اندک. ( تاج المصادر بیهقی ). به اندک چیزی روزگار گذاشتن.( زوزنی ). اکتفا و بسنده نمودن به آن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || سخت شدن بیماری. ( تاج المصادربیهقی ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || بتکلف رسیدن منزل را. ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
تبلغ. [ ت َ ل ِ ] ( ع اِ ) تبلغة.( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). رجوع به تبلغة شود.

فرهنگ فارسی

تبلغه

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَن تَبْلُغَ: هرگز نمی رسی
ریشه کلمه:
بلغ (۷۷ بار)

جمله سازی با تبلغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سالن‌ها و مجتمع‌هایی در مکان‌های دیگر(به عنوان شاخه‌هایی از آن ) ساخته شد همچنین در سراسر هند برای گردهمایی‌های معنوی و بدون تبلغ مجوز داده می‌شود.

💡 381 - عن الرضا عليه السلام قال: اوحى اللهعزوجل الى نبى ء من الانبياء: اذا اطعت رضيت و اذا رضيت باركت و ليس لبركتى نهايه و اذاعصيت غضبت و اذا عضبت لعنت و لعنتى تبلغ السابع من الورى.

💡 838 - عن ابى عبدالله عليه السلام او عن ابى جعفر عليه السلام فى حديث: انالله عزوجل قال لادم عليه السلام: جعلت لك ان منعمل من ذريتك سيئه ثم استغفر غفرت له قال: يا رب زدنىقال: جعلت لهم التوبه او بسطت لهم التوبه حتى تبلغ النفس هذهقال: يا رب حسبى.

💡 و خلاصه آنچه رسول با قول و فعل خود از مردم مى خواهد خدا هم بخواهد، چونقول و فعل هر يك وسيله اى براى تبلغ ‌اند، حال اگر فرض كنيمرسول در تبليغ خود مرتكب خطائى در قول يافعل شود، و يا مرتكب خطائى در فهميدن وحى گردد، اين خطا را از مردم خواسته، درحالى كه خدا از مردم جز حق نمى خواهد.