لغت نامه دهخدا
برسیم. [ ب ِ ] ( ع اِ ) یونجه. رطبه. فصفصه. قت. ( یادداشت مؤلف ). دانه نباتی است که به رطبه ماندمگر برگ آن از رطبه بزرگتر است. ( یادداشت مؤلف ).
برسیم. [ ب ِ ] ( ع اِ ) یونجه. رطبه. فصفصه. قت. ( یادداشت مؤلف ). دانه نباتی است که به رطبه ماندمگر برگ آن از رطبه بزرگتر است. ( یادداشت مؤلف ).
( اسم ) شبدر
رجوع شود به:شبدر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرتبسازی سریع، بهطور بازگشتی فراخوانی میشود تا هر یک از دو آرایه را مرتب کند، آنها نیز افراز میشوند و این روال ادامه مییابد تا به آرایهای با یک عنصر برسیم. چنین آرایهای ذاتاً مرتب است.
💡 تا به اعزاز چو یوسف به عزیزی برسیم ما بدین مصر به تاریکی چاه آمدهایم
💡 من با قصدی کاملاً مشخص به دانشکده تحصیلات تکمیلی برگشتم؛ آنچه میخواستم در زندگیام انجام دهم این بود که جوامع را بهبود ببخشم و راه آن این بود که بفهمم چه عواملی باعث موفقیت یا شکست نظامهای اقتصادی بودهاست. معتقد بودم به محض اینکه به درکی از عامل تعیینکننده نحوه عملکرد نظامهای اقتصادی در طول زمان برسیم میتوانیم به بهبودبخشی عملکرد آنها بپردازیم.
💡 هرگاه نقاط مختلف جزئی از بلوری را به مرکز آن وصل نموده و به اندازه خود امتداد دهیم در صورتی که به نقطه مشابهی برسیم این بلور دارای مرکز تقارن یا تقارن انعکاسی مرکزی است.
💡 وی گوید:دوازده راه شناسم بادیه را، جز ازین راههاء معروف. وی گوید: در راهی رفتهام برسیم و در راهی برزر، و در راهی بر ماران. ویرا گفتند: نماز چون میکردی؟ گفت: سجاده برپشت ایشان او گندم و نماز میکردم. شیخ الاسلام گفت: کی وی امامست. و ویرا کتب است و کتاب اعتقاد است، من آنرا دیدهام و وی صحبت دار خضر بوده.