لغت نامه دهخدا
برزنج. [ ب َ زَ ] ( اِخ ) شهری است. رجوع به برزنگ شود.
برزنج. [ ب َ زَ ] ( اِخ ) شهری است. رجوع به برزنگ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باباسعید برزنجی ملقب به شیخ باباسعید (۱۲۳۵ غوث آباد بوکان - ۱۲۹۳ کهریزه بوکان) پزشک، روحانی، شاعر و فیلسوف کُرد بود که توسط دولت عثمانی به دلیل حمایتش از مسیحیان و به اتهام همکاری با نیروهای روسی اعدام شد. او در سال ۱۲۹۳ شمسی به همراه محمدحسین خان مکری (نوهٔ سردار عزیزخان مکری) به دست ترکهای عثمانی کشته شد.
💡 برزنجه در منطقه تاریخی شهر زور واقع شده و زادگاه سید عبدالکریم برزنجهای فرزند و جانشین سید عیسی برزنجی و دیگر نیاکان سادات برزنجی است.
💡 محمدخان بانه از خانهای معروف بانه، سیفالدین خان اردلان حاکم سقز، شیخ باباسعید برزنجی از شیوخ منطقه و شاعر و خوشنویس و فاضل کُرد از افرادی بودند که توسط سپاه عثمانی اعدام شدند. محمدخان در شهر بانه اعدام شد و بهمحض رسیدن به سقز سیفالدین خان اردلان دستگیر شد.
💡 پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در سال ۱۹۱۸ میلادی، انگلیس و فرانسه در پیمان سور با ایجاد یک دولت کرد اعلام موافقت کردند ولی سپس در کنفرانس لوزان از آن چشم پوشی کردند و موافقت خود را پس گرفتند. به همین دلیل، شیخ محمود برزنجی در مناطق کردستان عراق امروزین ضد انگلیس و ضد عراق به پا خاست و تا ماه آوریل سال ۱۹۳۱ مقاومت کرد.
💡 در طول انقلاب ۱۹۲۰، انقلاب ضد بریتانیای دیگری نیز در شمال توسط کردها برپا شد، که تلاشش کسب استقلال بود، که رهبری اش را شیخ محمود برزنجی بر عهده داشت.
💡 برزنجیان از سادات متنفذ جنوب کردستان در سدههای هفتم تا سیزدهم و نیز در حال حاضر هستند. این خاندان نسب خود را به امام موسی کاظم میرسانند. نام برزنجی برگرفته از روستایی به نام برزنجه در خاور سلیمانیه است. سال استقرار آنان در برزنجه ۶۵۶ یا ۸۶۰ ه.ق ذکر شدهاست.