بالوی. ( اِخ ) نام یکی ازبزرگان عهد خسرو پرویز. ( لغات شاهنامه ولف ص 41 ).
بالوی. ( ص نسبی ) منسوب است به بالویه که نام خاندانی از محدثان است. ( از انساب سمعانی ). و رجوع به بالویی شود.
بالوی. ( اِخ ) شیخ حامدبن حاج عبدالفتاح بالوی. او راست: زبدة العرفان فی وجوه القرآن، در تعریف علم قرآن یا قراآت ده گانه، که در 1252 هَ. ق. چاپ شده است. ( از معجم المطبوعات ).
نام یکی از بزرگان عهد خسرو پرویز
اسم: بالوی (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: baluy) (فارسی: بالوی) (انگلیسی: baluy)
معنی: از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از یاران خسروپرویز پادشاه ساسانی
[ویکی فقه] بالُوی (بالویی) منسوب به بالویه، نسبت شماری از محدّثان سده سوم تا پنجم هجری است.
بیشتر این محدّثان به یک نفر نَسَب می رسانند و غالباً به عدالت و وثاقت مشهورند و نامشان در کتب رجالی و تذکره های حافظان حدیث ذکر شده است. خاندان بالویی از بزرگترین پایگاه حدیث آن دوران، یعنی نیشابور، برخاستند.
محتوای مقاله
در این مقاله ۱) محدّثان خاندان بالویی ۲) محدّثان مشهور به بالویی معرّفی می شوند:
محدّثان خاندان بالویی
← ابوبکر بالویی، محمد بن احمد بن بالویة الجُلّاب
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بالوی در شاهنامه نام یکی از نامداران ِ ایرانی است، که همراه با خسروپرویز به روم گریخت.
💡 برجستهترین کار ِ بالوی در شاهنامه، رساندن پیامی از جانب پادشاه ایران به قیصر روم میباشد.
💡 ز آلو بالوی او لعل را جان به ذکر دانه اش تسبیح گردان
💡 طلسمست کاین رومیان ساختند که بالوی و گستهم نشناختند
💡 سارکیس بالویان (روسی: Саркис Грачяевич Балоян؛ زادهٔ ۲۴ اوت ۱۹۹۲) بازیکن فوتبال ارمنیتبار اهل روسیه است.