لغت نامه دهخدا
بکشه. [ ب َ ش َ/ ش ِ ] ( اِ ) ریشی باشد که بر شکم و گردن مردم برآید و آن را بعربی نکفه گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). ریشی که برشکم و گردن مردم برآید. ( ناظم الاطباء ) ( از سروری ).
بکشه. [ ب َ ش َ/ ش ِ ] ( اِ ) ریشی باشد که بر شکم و گردن مردم برآید و آن را بعربی نکفه گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). ریشی که برشکم و گردن مردم برآید. ( ناظم الاطباء ) ( از سروری ).
زخم یا ورمی که در شکم یا گردن پیدا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دارن پیش خودش حتی قول داده یه روزی کرپسلی رو بکشه اما فعلاً نمیتونه چون اگه این کارو بکنه نمیدونه بعدش باید چی کار کنه.
💡 تنها اسمی که واقعاً بهش چسبیدم سایکولاجیکال بود. این کلمه رو خیلی دوست داشتم چون دربارهٔ ذهن بود و میدونستم که این چیزیه که از موسیقی میخوام؛ چیزی که ذهن رو به چالش بکشه