لغت نامه دهخدا
دلیان. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در 22 هزارگزی شرق راه شوسه شاه زند به ازنا، با 586 تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و راه آن مالروو اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
دلیان. [ دِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. واقع در 22 هزارگزی شرق راه شوسه شاه زند به ازنا، با 586 تن سکنه. آب آن از قنات و چشمه و راه آن مالروو اتومبیل رو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلیان بالا جماعت و شهرکی در شمال غربی تاجیکستان است که در ناحیهٔ غانچی ولایت سغد قرار دارد. جمعیت این جماعت ۱۶٬۲۹۸ نفر است.
💡 جهان کلاسیک یونان در طول قرن پنجم قبل از میلاد تحت سلطه قدرتهای بزرگ آتن و اسپارتا بود. از طریق لیگ دلیان، آتن توانست احساسات پان هلنیستی و ترس از تهدید ایران را تبدیل به یک فرصت برای مبدل شدن به یک امپراطوری قدرتمند تبدیل کند، و این، همراه با درگیری بین اسپارتا و آتن که در جنگ پلوپونس به اوج خود رسید، عمدهترین پیشرفت سیاسی ابتدایی بود بخشی از دوره کلاسیک باستان در یونان.
💡 ده دلیان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان همدان در استان همدان ایران است و از کنار روستا جاده ی همدان به قهاوند رد می شود