زبان بران

لغت نامه دهخدا

زبان بران. [ زَ ب ُ ]( اِ مرکب ) جمع زبان بر و به همان معانی:
زبان بران زمانه بگشتن اند مگوی
که در زمانه منم همزبان خاقانی.خاقانی.رجوع به زبان بر شود. || ( نف مرکب ) هجوگو و هجوکنان. ( ناظم الاطباء ). هجاگوی و یاوه طراز. ( فرهنگ شعوری ج 2 ورق 48 ص 2 ):
زبان بران هجاگو زبان بریده شود
جهان ز بدزبانی او میشوند آسوده.ابوالمعانی ( از فرهنگ شعوری ).|| ( حامص مرکب ) در تداول زنان، مگر زبان بران است؛ همه کس حق دارد که مقصود خود را بزبان آرد.

فرهنگ فارسی

هجو گو و هجو کنان

جمله سازی با زبان بران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان بران زمانه به گشتن‌اند، مگوی که در زمانه منم هم‌زبان خاقانی

💡 معراج بایدت سخنش در علو به بین اقبال بایدت لقبش بر زبان بران

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
رسا یعنی چه؟
رسا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز