تباغض

لغت نامه دهخدا

تباغض. [ ت َ غ ُ ] ( ع مص ) یکدیگر را دشمن داشتن. ( زوزنی ). ضد دوستی کردن با یکدیگر. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ). مباغضة. ( منتهی الارب ). دشمنی کردن با یکدیگر. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). با هم بغض و عداوت داشتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

دشمنی کردن با یکدیگر، با هم بغض و عداوت داشتن.

فرهنگ فارسی

دشمنی کردن بایکدیگر، باهم بغض وعداوت کردن
یکدیگر را دشمن داشتن. ضد دوستی کردن با یکدیگر. دشمنی کردن با یکدیگر.

جمله سازی با تباغض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 - عن النبى (صلى الله عليه وآله ): اول زمره تلج الجنه صورتهم على صورهالمقمر ليله البدر... ولكل واحد منهم زوجتان، يرى مخ ساقهما من وراء اللحم من الحسن، لااختلاف بينهم و لا تباغض، قلوبهم على قلبرجل واحد، يسبحون الله بكره وعشيا. (1289)

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز