لغت نامه دهخدا
باغ بین. ( نف مرکب ) بیننده ٔباغ. تماشاگر باغ. آنکه بدیدن باغ رود:
باغ بین را چه غم که شاخ شکست
باغبان راست غصه ای گر هست.اوحدی.
باغ بین. ( نف مرکب ) بیننده ٔباغ. تماشاگر باغ. آنکه بدیدن باغ رود:
باغ بین را چه غم که شاخ شکست
باغبان راست غصه ای گر هست.اوحدی.
بینندۀ باغ، آن که به تماشای باغ برود: باغ بین را چه غم که شاخ شکست / باغبان راست غصه ای گر هست (اوحدی: ۵۴۳ ).
بیننده باغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گل آمد شمع بزم باغ بین کز خوشنوا مرغان چو پروانه همی گردند گرد سر هزارانش
💡 از شکوفه باغ بینی وز ستاره آسمان باز نشناسی بواجب کاین کدام است آن کدام
💡 حیا سرشتی اجزای باغ بین که کند حذر ز سایه دست چنار ساق چنار
💡 چون بماه مهر گردد تنگه در عالم فراخ باغ بین از دولتت برگ زمستان یافته
💡 تو گل و باغ بین که من در ته چاه محنتت تو می لعل خور که من بر سر تابه ماهیم