لغت نامه دهخدا
( باطناً ) باطناً. [ طِ نَن ْ ] ( ع ق ) مقابل ظاهراً. در باطن. بباطن: در ظاهر برای رفتن بخدمت برادر قبول نموده و باطناً بقتل او مصمم و منتظر فرصت میبود. ( حاشیه مجمل التواریخ گلستانه ص 24 ). || حقیقت. در حقیقت. ( ناظم الاطباء ).
( باطناً ) باطناً. [ طِ نَن ْ ] ( ع ق ) مقابل ظاهراً. در باطن. بباطن: در ظاهر برای رفتن بخدمت برادر قبول نموده و باطناً بقتل او مصمم و منتظر فرصت میبود. ( حاشیه مجمل التواریخ گلستانه ص 24 ). || حقیقت. در حقیقت. ( ناظم الاطباء ).
در باطن در حقیقت حقیقه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يعنى در نماز حالت خشوع دارند. درباره فرق ميان خوع و خشوع گفته اند كه خضوعكرنش بدنى و خشوع شكستگى باطنى است. ممكن است كسى ظاهرا ركوع و سجود كند اماروحش متواضع نباشد و چه بسا كسى كه كمتر خم و راست مى شود ولى باطنا متواضعاست. ارزش نماز به خشوع آن است.
💡 و گفت: تو ظاهرا دعوی عبودیت میکنی اما باطنا سر باوصاف ربوبیت برآورده.
💡 ظاهرا بنموده اعضا در رکوع و در سجود باطنا غایب مصلی از مصلا ساخته
💡 (سكاكى ) از ميدان در نرفت و روحيه خود را نباخت. اما پيدا بود كه باطنا از اين حواسپرتى و كودنى رنج مى برد.
💡 اشاره: مومن ظاهرا و باطنا انسان صالح است و كافر ظاهرا و باطنا موجود طالح، ولىمنافق ظاهرا انسان و در باطن جانورى چون مار و عقرب است و چون باطن او شناخته نيستتماس با او حاصل مى شود و همين تماس سبب مسموم شدن است.
💡 باطنا با جلال خوش می باش ظاهر خویش را جمالی کن