طیل

لغت نامه دهخدا

طیل. ( ع اِمص، اِ ) درنگی. مکث، یقال: طال طیلک؛ ای مکثک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || زندگانی. ( آنندراج ). گویند: طال طیلک؛ای عمرک. ( منتهی الارب ). || غیبت. گویند: طال طیلک؛ ای غیبتک. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). طول.
طیل. [ ی َ ] ( ع اِ ) پای بند ستور یا رسن دراز که بدان ستور را بعلف بندند. یقال: ارخ للفرس طیله؛ یعنی دراز کن رسن آن را. || ( اِمص، اِ ) عمر. || درنگی. || غیبت، یقال: طال طیلک. ( منتهی الارب ). درازی. یقال: طال طیلک؛ ای مدتک. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ فارسی

پای بند ستور یا رسن دراز که بدان ستور را بعلف بندند.

جمله سازی با طیل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 واکه بسته پسین گرد اولیه، حتی در وام‌واژه‌های عربی، عموماً به واکه پیشین ناگرد به پیش رانده شده همان طور که در خین («خون»)، پیر («پسر»)، میش(«موش»)، دیز («دود»)، ثیر («قرمز، سرخ»)، عاریس («عروس»)، حاثیت («حسود»)، طیل («طول») با این وجود، این تغییر در گویش کلیمیان اصفهان همه‌شمول نیست:، ثوذوئِه («می‌سوزد»)، دوشنوئِه («می‌دوشاند»)، گوشد («گوشت»).

💡 شیخ الاسلام گفت: کی وی نه حمال بود، کی وی امام بود ابن طیلون ویرا در خانه کرد در چاه باشیر، که احتساب کرده بود و امر معروف. روز سدیگر بیرون کردند. گفتند او را مگر ترا رنج بود ازشیر؟ گفت: نبود رنج، جز آنکه شیر مرا می‌لیسید، ودر آب دهن شیر فقها را خلافست.

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز