دژم کرده

لغت نامه دهخدا

دژم کرده. [ دُ ژَ / دِ ژَ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) اندوهگین ساخته و غمگین کرده. رجوع به دژم کردن شود.
- دژم کرده چشم؛ گریان و غمزده:
خبر یافت آمد دژم کرده چشم
بدان چاکران بانگ برزد بخشم.اسدی.- دژم کرده روی؛ افسرده و پرآژنگ و تیره روی:
جوان داردش گاه با رنگ و بوی
گهش پیر دارد دژم کرده روی.فردوسی.

جمله سازی با دژم کرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همی رفت آسوده و پویه پوی ز گشت سپهری دژم کرده روی

💡 چرا مژگان را بخم کرده‌ای چرا نرگسان را دژم کرده‌ای

💡 خبر یافت آمد دژم کرده چشم بر آن چاکران بانگ برزد به خشم

💡 گه این کرد هوی و گه آن برد گوی دژم کرده رخسار با گفت و گوی

ایده آل یعنی چه؟
ایده آل یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز