خطاپوش

لغت نامه دهخدا

خطاپوش. [ خ َ ] ( نف مرکب ) شفیق. رحیم. || کسی که از گناه و جرم اغماض می کند. ( ناظم الاطباء ). جرم پوش. ( یادداشت بخط مؤلف ). پوشنده خطا. ( آنندراج ):
گر رحمت حق هست عطاباش و خطاپوش
تو رحمت حق بر همه آفاق عطائی.خاقانی.ای فلک بر درتو حلقه بگوش
هم خطاپوش و هم خطائی پوش.نظامی.پیر پیمانه کش ما که ندارد زر و زور
خوش عطابخش و خطاپوش خدایی دارد.حافظ.آب رو می رود ای ابر خطاپوش ببار
که بدیوان عمل نامه سیاه آمده ایم.حافظ.پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد.حافظ.

فرهنگ فارسی

شفیق رحیم

جمله سازی با خطاپوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا شوند از نظر مرحمتت برخوردار آبرو می‌رود ای ابر خطاپوش بیار

💡 فرخی گرچه گنهکار و خطاپیشه بود دارد از لطف تو امید خطاپوشی را

💡 آبرو می‌رود ای ابرِ خطاپوش ببار که به دیوانِ عمل نامه سیاه آمده‌ایم

💡 دارای جهان گیر جهان دار جهان بخش دستور خطاپوش عطاپاش عطانام

💡 گرد کفش همه در چشم خطاپوش کشید مقریانرا بصد اکرام درآغوش کشید

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز