جوجه خروس
مترادفها
خروس جوان
لغت نامه دهخدا
جوجه خروس. [ جو ج َ / ج ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) نوزاد نر مرغ خانگی که پس از بلوغ تبدیل به خروس میشود. || جوان تازه بدوران رسیده. جوانک. ( فرهنگ فارسی معین ): حکیم جوجه خروسم نفرموده است؛ یعنی این شوی که بمن پیشنهاد میشود سخت جوان بلکه هنوز طفل است. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ معین
( ~. خُ ) (اِمر. ) کنایه از: جوانِ تازه به دوران رسیده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- نوزاد نر مرغ خانگی که پس از بلوغ تبدیل به خروس میشود. ۲- جوان تازه بدوران رسیده جوانک.
فرهنگستان زبان و ادب
{cockerel} [علوم و فنّاوری غذا] پرندۀ اهلی نر تازه بالغ متعلق به سردۀ ماکیان (Galus ) و راستۀ ماکیان سانان
ویکی واژه
کنایه از: جوانِ تازه به دوران رسیده.
جمله سازی با جوجه خروس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جوجههای رنگی، جوجه خروسهای نژادهای تخمگذار صنعتی مانند لگهورن میباشند که چون نگهداری آنها سود اقتصادی ندارد به این شکل در آورده میشوند.
💡 گلولهسازی پرها نیز به همین ترتیب مورد بررسی قرار میگیرد. پرهای زردرنگ جوجه خروس یکروزه که یک رژیم غذایی رایج در میان شاهینهای در اسارت است، میتواند برای تحریک گلولهسازی کافی باشد. با این حال، خز خرگوش و پرهای پرندگان شکارشونده برای این منظور مناسبتر است.
💡 سویهٔ ترکیبی جوجههای گوشتی از تلاقی جوجه خروس کورنیش و جوجه مرغ پلیموت سفید تولید شد این سویه اولین تلاش برای به دست آوردن یک سویه به خصوص گوشتی بود که در دههٔ ۱۹۳۰ معرفی گردید.
💡 در ابتدا خروسها برای جنگیدن با همدیگر در آسیا، آفریقا و اروپا پرورش داده میشدند و توجه اندکی به تولید تخممرغ و گوشت آنها میشد. قبل از توسعهٔ نژادهای تجاری گوشتی، جوجه خروسها به عنوان جوجه گوشتی مورد استفاده قرار میگرفتند. پرورش و اصلاح نژاد جوجههای گوشتی در سال ۱۹۱۶ صورت گرفت.