لغت نامه دهخدا
جفت جفت. [ ج ُ ج ُ ] ( ق مرکب ) دودو. زوج زوج. ( ناظم الاطباء ). دوگان دوگان. دوتادوتا:
سپاه پراکنده شد جفت جفت
همه نام ایرج بد اندر نهفت.فردوسی.ای طاق ابروان بدر آئید جفت جفت
در طاق نیم خایه علی اﷲ برآورید.خاقانی.
جفت جفت. [ ج ُ ج ُ ] ( ق مرکب ) دودو. زوج زوج. ( ناظم الاطباء ). دوگان دوگان. دوتادوتا:
سپاه پراکنده شد جفت جفت
همه نام ایرج بد اندر نهفت.فردوسی.ای طاق ابروان بدر آئید جفت جفت
در طاق نیم خایه علی اﷲ برآورید.خاقانی.
دو دو زوج زوج دوگان دوگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رنگ خرمائی شاه پرهای کناری دُمَش در پرواز نمایان میگردد. معمولاً جفت جفت یا به صورت دستههای کوچک دیده میشوند. اما در زمستان به صورت گلههای بزرگ هستند
💡 241- قمرى: پرنده اى است خاكى رنگ و كوچكتر از كبوتر، كه جفت جفت با همزندگى مى كنند(فرهنگ عميد).
💡 از حشم وز محتشم در بارگاهت میرسند فوج فوج و جوق جوق و جفت جفت و تاه تاه
💡 يعنى ما شما را جفت جفت از نر و ماده آفريديم، تا سنت ازدواج وتناسل در بينتان جريان يابد، در نتيجه نوع بشر تا روزى كه خدا خواسته باشد باقىبماند.
💡 بلبل خرما معمولاً جفت جفت یا به صورت دستههای کوچک دیده میشود. بلبل نر جثه بزرگتری نسبت به ماده دارد. بلبل دره پهن جثه بزرگی دارد
💡 لذا مى بينيم كه آن جناب رعايت ادب را نموده و سخن خود را در قالبسوال و استفسار از حقيقت امر بيان كرده، و نخست وعدهاى را كه خداى تعالى قبلا يعنىهنگام سوار كردن مؤ منين و جفت جفت حيوانات در كشتى داده بود كهاهل او را نجات مى دهد به زبان آورد.