بی فرزند

لغت نامه دهخدا

بی فرزند. [ ف َ زَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + فرزند ) کسی که دارای اولاد نباشد.( ناظم الاطباء ). بلاعقب. بی خلف. ابتر. عقر. هبول. ( یادداشت مؤلف ). || فرزند از دست داده: اثکال؛ بی فرزند گردانیدن مادر. ثکل؛ بی فرزند شدن مادر. هبل؛ بی فرزند شدن مادر و پدر. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

کسیکه دارای اولاد نباشد. بلا عقب. بی خلف. ابتر. عقر. هبول.

جمله سازی با بی فرزند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او به صورت سنتی تنها ملکه انگلستان شناخته می‌شود که هرگز به انگلستان پا نگذاشت. او در طی دوران ازدواج خود، ریچارد که بی فرزند بود را بسیار کم دید اما او ریچارد را در جنگ صلیبی سوم همراهی کرد. (حرکتی معمول برای همسر شخضی در جنگ‌های صلیبی شرکت می‌کند)

💡 خانه‌های سرد و بی فرزند، فراتر از شکوه و عظمت یک رؤیا، باران می‌بارد، زوج‌ها و خانه‌های سرد بر سر باران در زیر باران درگیر می‌شوند. شاهرخ راضی است و پروانه ناراحت است، داستان آنجا، هتل رؤیایی، همه را با خود می‌برد، حالا پروانه از باران راضی است و شاهرخ در آستانه فریب ناراضی است که باران بیاید یا ناید، بسته به این در مرزی که او ساخته و پرداخته‌است

💡 «وَ نَرِثُهُ ما یَقُولُ» آن مال و فرزند که امروز دادیم و آنچه بدو رسید فردا باز ستانیم، «وَ یَأْتِینا فَرْداً» (۸۰) تا آید بی مال و بی فرزند تنها.

💡 تحت رهنمودهای ای نائوسوکه، شوگون‌سالاری توکوگاوا از درگیری مخصوصاً در مورد جانشینی توکوگاوا ایه‌سادا بیمار و بی فرزند عبور کرد. ای نائوسوکه موفق شد تا شوگون‌سالاری را به آخرین احیای مختصر قدرت و موقعیت در جامعه ژاپن قبل از شروع دوره میجی وادارد. ای نائوسوکه در حادثه ساکورادامون (۱۸۶۰) توسط گروهی متشکل از ۱۷ سامورایی قلمروی میتو و ۱ سامورایی قلمروی ساتسوما در ۲۴ مارس ۱۸۶۰ ترور شد.

💡 «وَ زَکَرِیَّا إِذْ نادی‌ رَبَّهُ» یاد کن زکریا را که آواز داد خداوند خویش را، «رَبِّ لا تَذَرْنِی فَرْداً» گفت خداوند من مرا تنها و بی فرزند مگذار، «وَ أَنْتَ خَیْرُ الْوارِثِینَ» (۸۹) بهتر کسی که باز مانده دارد آن تویی.

💡 کودکان بی یاور مادران بی فرزند بسته کس به غل ای داد خسته کس به نی ای آه

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز