لغت نامه دهخدا
( فازرة ) فازرة. [ زِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث فازر. رجوع به فازر شود. || ( اِ ) راهی که در شنزار در میان زمین های درشت به وجود آید. ( از اقرب الموارد ).
( فازرة ) فازرة. [ زِ رَ ] ( ع ص ) مؤنث فازر. رجوع به فازر شود. || ( اِ ) راهی که در شنزار در میان زمین های درشت به وجود آید. ( از اقرب الموارد ).
[ویکی الکتاب] فآزره. ریشه کلمه:
ازر (۲ بار)ف (۲۹۹۹ بار)ه (۳۵۷۶ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سـپـس بـه تـوصـيـف آنـهـا در يـك كـتـاب بـزرگ ديـگـر آسـمـانـى يـعـنـى(انـجـيـل ) پـرداخـتـه، چـنـيـن مـى گـويـد: (تـوصـيـف آنـهـا درانجيل همانند زراعتى است كه جوانه هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته، تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است، و به قدرى نمو و رشد كرده و پربركت شدهكـه زارعـان را بـه شـگـفـتـى وامـى دارد) (و مـثـلهـم فـىالانجيل كزرع اخرج شطاه فازره فاستغلظ فاستوى على سوقه يعجب الزراع.