لغت نامه دهخدا
بشما. [ ب ِ ش ُ ] ( حرف اضافه + ضمیر ) در تداول عامه کلمه اشاره یعنی با شما. ( از ناظم الاطباء ).
بشما. [ ب ِ ش ُ ] ( حرف اضافه + ضمیر ) در تداول عامه کلمه اشاره یعنی با شما. ( از ناظم الاطباء ).
در تداول عامه کلم. اشاره یعنی با شما.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ بگروید با اللَّه و فرستاده او، وَ أَنْفِقُوا و نفقه کنید و صدقه دهید، مِمَّا جَعَلَکُمْ مُسْتَخْلَفِینَ فِیهِ ازین مرده بازمانده که از پیشینیان باز گرفته بشما دادند و شما را در آن دراز دست کردند، فَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ ایشان که بگرویدند از شما بخدا و رسول، وَ أَنْفِقُوا و زکاة و صدقه دادند از مال خویش، لَهُمْ أَجْرٌ کَبِیرٌ (۷) ایشانراست مزدی بزرگ.
💡 بنابراين، معناى آيه اين مى شود كه: اى پيغمبر بگو به آن كسانى كه در دست شمايندو آن اسيرانى كه شما بر آنان تسلط يافته ايد و از ايشان فديه گرفته ايد اگرچنانچه در دلهايتان ايمان به خدا وجود مى داشت، و خداوند اين معنا را از شما معلوم كردهبود - هر چيزى كه براى او معلوم باشد قطعا وجود دارد - بشما چيرهائى ميداد كه ازآن فديه كه مسلمانان از شما گرفته اند بهتر بود، و شما را مى آمرزيد كه خدا آمرزندهرحيم است.
💡 (قل بئسما ياءمركم به ايمانكم ) الخ، (اين جمله بمنزله اخذ نتيجه از ايرادهائى استكه بايشان كرد، از كشتن انبياء، و كفر بموسى، و استكبار در بلند شدن كوه طورباعلام نافرمانى، كه علاوه بر نتيجه گيرى استهزاء بايشان نيز هست مى فرمايد: (چهبد دستوراتى بشما مى دهد اين ايمان شما، و عجب ايمانى است كه اثرش كشتن انبياء، وكفر بموسى و غيره است، مترجم )
💡 صد سال در دنیا درین بلیّت و محنت بودند. رب العالمین میگوید وَ فِی ذلِکُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّکُمْ عَظِیمٌ این است عظیم بلائی و فتنه که بشما بود ازیشان و اگر بلای نعمت نهی و این در لغت رواست معنی آنست که این است نعمتی عظیم که از من بر شما است که شما را ازین فتنهها و بلیّتها برهانیدم.
💡 «وَ إِذا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فِی الْبَحْرِ» و چون بشما رسد گزند و بیم در دریا، «ضَلَّ مَنْ تَدْعُونَ إِلَّا إِیَّاهُ» گم شود هر چه میخوانید بخدایی مگر او، «فَلَمَّا نَجَّاکُمْ إِلَی الْبَرِّ» چون شما را وارهاند با خشکی و دشت، «أَعْرَضْتُمْ» روی گردانید از شکر او، «وَ کانَ الْإِنْسانُ کَفُوراً (۶۷)» این آدمی همیشه ناسپاس است.