بزدلی

بزدلی

لغت نامه دهخدا

بزدلی. [ ب ُ دِ ] ( حامص مرکب ) جبن. ترسوئی. کم جرأتی. ( از یادداشتهای دهخدا ).

فرهنگ عمید

بزدل بودن، ترسو بودن.

فرهنگ فارسی

ترسویی جبن.

دانشنامه عمومی

بزدلی یا ترسویی ( به انگلیسی: Cowardly, Cowardice )، حالت شخصیتی ای است که در آن ترس و نگرانی در انجام کاری یا گفتن سخنی وجود دارد از این لحاظ که آیا آن کار یا سخن چیزی درست، خوب و به عنوان کمک به دیگران است یا خیر. این حالت شخصیتی در مقابل دلیری قرارمی گیرد. به عنوان یک برچسب، غالباً از واژهٔ «بزدلی»، برای نشان کردن این شخصیت و به چالش کشیدن آن استفاده می گردد.

ویکی واژه

بُ دِ
ترسویی، بددلی، جبن

جمله سازی با بزدلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بازی جوجه، که با نام‌های بزدلی، شاهین-قمری و برف توده نیز شناخته می‌شود، یک مدل مؤثر برای بررسی تلاقی‌ دو بازیکن در نظریه بازی‌ها است. قانون بازی این است که در حین اینکه هیچ‌یک از دو بازیکن تمایلی به تسلیم شدن در مقابل دیگری ندارد، بدترین نتیجه این است که هیچ‌کدام تسلیم نشوند.

💡 هنگامی که خبر نبرد خونین به شرق رسید، والنس نیروهای بیشتری را به غرب تحت فرمان ساتورنیونوس فرستاد که قرار بود جایگزین دو ژنرال شود. زمانی که والنس به قسطنطنیه بازگشت، ترایانوس را به بزدلی متهم کرد، اما به لطف حمایت نیروهای نظامی آرینتائوس و ویکتور، ترایانوس آزار و اذیت والنس از نیقینی ها را مقصر دانست.

💡 هرودوت می‌نویسد: «وقتی زندگی سخت و ظالمانه شود، مرگ برای فرد حکم پناه‌گاه را پیدا می‌کند». شوپنهاور نیز تصدیق می‌کند: «می‌گویند خودکشی عملی است از روی بزدلی... و اینکه خودکشی کار اشتباهی است. درحالی که پرواضح است که چیزی در این دنیا، به جز جان آدمی، وجود ندارد که چنین غیرقابل از بین بردن بنماید.»

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز