بالتمام

لغت نامه دهخدا

بالتمام. [ بِت ْ ت َ ] ( ع ق مرکب ) ( از: ب + ال + تمام ). همگی. جملگی. ( ناظم الاطباء ). تمامی. و رجوع به تمام شود.

فرهنگ فارسی

همگی بی کم وکاست کلا تماما: و جاولی مرعش و هرنوس و... را بالتمام تصرف گرفت. و تصدیقات همه ساله و غیره باید بالتمام به ثبت و خط صاحب توجیه.. برسد.
همگی جملگی

جمله سازی با بالتمام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر قبول نیفتد بیا و خانه طبع بروب و هر چه به جا مانده بالتمام بیار

💡 نه تنها ظاهر از وصف کلام است که از هر وصف ظاهر بالتمام است

💡 پس آنچه كه عمار گفته بود، بالتمام تسليم آن پير مرد كرد و آن پير به خدمت آنحضرت رسيده امتنان و استغفار نمود، آن حضرت فرمود: اى پير مرد در حق فاطمهعليهاالسلام دعا كن پيرمرد دست به دعا برداشت عرض كرد (( خدايا به فاطمه عليهاالسلام عطا كن، مالاعين راءت ولا اذن سمعت )) حضرت گفت آمين و گفت عطا فرموده كه منپدر او وعلى عليه السلام شوهر اوست و حسنين عليهم السلام فرزندان اوست كه مانندندارند.

💡 ملا شیخ علی گیلانی در کتاب تاریخ مازندران که در سال ۱۰۴۴ هجری قمری تألیف شده‌استندار را ناحیتی بالتمام در طبرستان قید کرده است

💡 ور مگس در دوغش افتد روغنش را بالتمام از برای شوربای خود کشد با منگنه

کونی یعنی چه؟
کونی یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز