لغت نامه دهخدا
چینی ساز. ( نف مرکب ) آنکه چینی سازد. که ساختن ظروف لعابدار از خاک چینی کار دارد. که کارش ظروف لعابدار ساختن از خاک چینی است.
چینی ساز. ( نف مرکب ) آنکه چینی سازد. که ساختن ظروف لعابدار از خاک چینی کار دارد. که کارش ظروف لعابدار ساختن از خاک چینی است.
آنکه چینی سازد. که ساختن ظروف لعابدار از خاک چینی کار دارد. که کارش ظروف لعابدار ساختن از خاک چینی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به سفالی نرسد ساز درستآیینم چینیام گرچه ز فغفور شکستم دادند
💡 بدنه ظرفهای ساخته شده از گل چینی قبل از لعاب، سفید متمایل به کاهی است و جهت زمینه سازی برای تزیین بدنه پوشش سفید رنگی مرکب از کائولن و گل گیوه معروف به لایه بر روی ظرف کشیده میشود.
💡 بلبلانند حریفان قدح باده طلب ساز چینی بطربخانه ی فغفور گذار
💡 سفال و چینی این بزم بر هم خوردنی دارد تو از فقر و غنا آمادهکن ساز بم در زیرش
💡 بسکه در ساز صفاکیشان حیا خوابیده بود موی چینی رشته بست اما صدا خوابیده بود
💡 ز هندوستان ساز رفتن گرفت ز خویشان چینی نهفتن گرفت