لغت نامه دهخدا
نشانه انداز. [ ن ِ ن َ / ن ِ اَ ] ( نف مرکب ) تیرانداز که نشانه او خطا نکند. حکم انداز. قادرانداز. ( از آنندراج ). آنکه تیر را به نشانه می زند. آنکه تیر وی خطا نمی کند. تیرانداز ماهر. ( ناظم الاطباء ).
نشانه انداز. [ ن ِ ن َ / ن ِ اَ ] ( نف مرکب ) تیرانداز که نشانه او خطا نکند. حکم انداز. قادرانداز. ( از آنندراج ). آنکه تیر را به نشانه می زند. آنکه تیر وی خطا نمی کند. تیرانداز ماهر. ( ناظم الاطباء ).
تیر انداز که نشان. او خطا نکند. حکم انداز. قادر انداز. آنکه تیر را به نشانه می زند. آنکه تیر وی خطا نمی کند. تیر انداز ماهر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو تیر غمزه بناز و کرشمه اندازی نشانه از دل مسکین من کن ای غازی
💡 چو تیر غمزه به ناز و کرشمه اندازی نشانه از دل مسکین من کن ای غازی
💡 چنانکه سهم تو افتد سوی نشان عدو نشانه را نزند سهم هیچ تیر انداز