لجاج کردن

لغت نامه دهخدا

لجاج کردن. [ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لج. لجاج. ستیزه کردن. ستهیدن. لجاجت کردن. رجوع به لج و لجاج شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ستیزه کردن ستهیدن خیره سری کردن: چون قابیل لجاج کرد گفت: بشوید و قربان کنید...

جمله سازی با لجاج کردن

💡 خط فریشتگان را همی بخواهی خواند چنین به بی‌ادبی کردن و لجاج و مری