سست کوشی

لغت نامه دهخدا

سست کوشی.[ س ُ ] ( حامص مرکب ) کاهلی. تنبلی کردن:
آهن شه چو سخت جوشی کرد
لشکر ترک سست کوشی کرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

کاهلی. تنبلی کردن.

جمله سازی با سست کوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاقبت سست گردد اندر هجر هرکه با عشق سخت کوشی کرد

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز