لغت نامه دهخدا
رقص زدن. [ رَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) رقص کردن. رقصیدن:
هین بزن دستی که آن شاهد رسد
هان بزن رقصی که لاله می رود.مولوی ( از آنندراج ).
رقص زدن. [ رَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) رقص کردن. رقصیدن:
هین بزن دستی که آن شاهد رسد
هان بزن رقصی که لاله می رود.مولوی ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هالای نامی کلی است و به رقصهایی گفته میشود که صرفاً با آواز و کف زدن همراهی میشوند. این آواز در مراحل اولیه بهطور آشکاری نشانگر مشخصات رقص معیشتی بود. «هالای» از محصول سخن میگوید و القا کننده زحمت فراوان و کار بلند مدت است. «هالای» در منطقه آستارا - لنکران و کمی مایل به شمال این منطقه پا به عرضه ظهور نهادهاست.این رقص را شاهسون های همدان و ساوه و قم هم انجام میدهند
💡 هر رقص شامل سبک منحصر به فرد دست زدن با حرکات بدن مختلف در دایره است. رقصهای بلوچی توسط زنان و مردان معمولا با لباس بلوچی بهطور مجزا در دایرهای بزرگ اجرا میشود و در کنار هم با کف زدن میرقصند. انواع مختلف «چاپ» شامل دو چاپی، بلوچی لوا، هامبو و لاتی است.
💡 کس چو اهلی شمع من در خون گرم خود نکشت رقص در آتش زدن جز شیوه پروانه نیست
💡 چکهسما رقصی تند محسوب میشود که با حرکات شدید در بدن و لرزش اندام که با دست زدن همراه شده انجام میشود. این رقص بیشتر به تنهایی یا با حضور دو نفر انجام میشود ولی در بعضی مواقع دسته جمعی نیز انجام میشود. در حالت رقص جمعی حرکات رقصندهها با هم ارتباطی نداشته و منظم نخواهد بود.
💡 در رقص آشوری تنها پنج روش برای حرکت بدن وجود دارد که شامل گام برداشتن، جهش، دویدن، پله و پرش میشود. از پاها نیز برای ضربه زدن، گام برداشتن و لگد زدن استفاده میشود. بازوها بیشتر آزاد از پاها حرکت میکنند.