ده دادن
مترادفها
بخشیدن، واگذار کردن
لغت نامه دهخدا
ده دادن. [ دَه ْ دَ ] ( مص مرکب ) ده انگشت گشاده به سوی کسی فرود آوردن به معنی خاک بر سرت باد. دو پنجه باز به سوی کسی فرود آوردن به معنی «خاک بر سر تو!». ( یادداشت مؤلف ). طعن و سرزنش کردن بر کسی به اینکه ده انگشت را مقابل صورت وی حرکت دهند. ( ناظم الاطباء ).حالتی است که غالباً نسوان در هنگام انزجار طبع و نفرت و تمسخر، ده انگشت خود را بسوی کسی گشاده به روی او حرکت دهند و این علامت طعنه و بیزاری و نفرین کردن بر آن کس است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ):
ساعتی بر وی نظر کرد از عناد
وانگهان با هر دو دستش ده بداد.مولوی.مرکبی را کآخرش تو ده دهی
که به شهری مانی و ویران دهی
ده دهش اکنون که چون شهرت نمود
تا نباید رخت در ویران گشود.
ده دهش اکنون که صد بستانت هست
تا نمانی عاجز و ویران پرست...
همچنین قلاب و خونی ولوند
وقت تلخی عیش را ده می دهند.مولوی.|| مخالفت کردن و برخلاف گفتن و مکروه داشتن و کراهت داشتن و تنفر داشتن. ( ناظم الاطباء ). کنایه است از واگشتن و ترک کردن و عیب گرفتن. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
ده انگشت گشاده به سوی کسی فرود آوردن به معنی خاک بر سرت باد.
جمله سازی با ده دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوسه دادن بر دهانش غصه را زایل کند آری آریکردهام این نکته را من امتحان
💡 در طول عمر بهرهبرداری یک بزرگراه، سطح سرویس دهی آن از نزدیک مورد نظارت و نگهداری قرار میگیرد. یکی از روشهای متداول که برای حفظ سطح سرویس دهی یک بزرگراه استفاده میشود، قرار دادن روکش روی سطح روسازی است.
💡 درسال ۲۰۱۳میلادی آرشیو امنیت ملی آمریکا اسنادی را منتشر کرد که ضمن نشان دادن نقش سازمان سیا در رهبری کودتا، آن را بخشی از فعالیت سیاست خارجی آمریکا بهشمار آورد. بخشهای مهمی از اسناد مربوطه هنوز طبقهبندی شده هستند.
💡 موضع جنگ مى تواند در حركت بخشيدن به سوى مقصد، سوق دادن به طرف آرمان ورساندن به هدف، كمك كننده خوب و بى خرج باشد. مى تواند براى تجديد قوا وآوردن نيروى تازه نفس و رساندن مهمات، مفيد باشد.
💡 اختیارم نیست در جان دادن اندر پیش تو گرچه از مستی تو هم بیاختیارم میکشی
💡 چون وقت بوسه دادن گویی که: بیدهانم دشنام نیز دادن بر بیدهن نباشد