لغت نامه دهخدا
تسکین کردن. [ ت َ کی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرام کردن و از حالت هیجان چیزی را انداختن. ( ناظم الاطباء ):
بزن نشتر ز چشم مست بر شریان تاک دل
به این شربت مگر تسکین توان کردن تب ما را.خان واضح ( از آنندراج ).
تسکین کردن. [ ت َ کی ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آرام کردن و از حالت هیجان چیزی را انداختن. ( ناظم الاطباء ):
بزن نشتر ز چشم مست بر شریان تاک دل
به این شربت مگر تسکین توان کردن تب ما را.خان واضح ( از آنندراج ).
آرام کردن و از حالت هیجان چیزی را انداختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کلسیمیشدن زردپی، طیف بیماران ازنظر احساس درد و شدت آن متفاوت هستند. برخی با وجود رسوبات کلسیم که از طریق تصویر رادیولوژی نیز تأیید شدهاست، شکایتی از درد ندارند. گاهی درد خفیف بوده و به تدریج افزایش مییابد. در بیمارانی که سرعت و میزان رسوب زیاد است، درد بیمار نیز تشدید شده، بهطوریکه حتی ثابت کردن اندام درگیر نیز باعث تسکین درد نمیگردد. در این بیماران، درد به قدری شدید است که مانع خواب آنها میشود.
💡 درمان شامل تجویز یک دوره آنتیبیوتیک برای پوشش میکروبهای مربوط است که بهطور معمول سفتریاکسون به همراه آزیترومایسین تجویز میشود. عفونت زمینهای ممکن است با استفاده از رژیمهای مختلف متشکل از تتراسایکلین، داکسیسایکلین، اِفلوکساسین، مترونیدازول و سایر آنتیبیوتیکها درمان شود. برای تسکین درد ممکن است از مسکنهایی مانند استامینوفن و کدئین استفاده شود. برای درد مقاوم به درمان، ممکن است انجام لاپاراسکوپی برای حل کردن چسبندگیها لازم شود.