لغت نامه دهخدا
ترانه شدن. [ ت َ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بجای افسانه شدن که عبارت از کمال شهرت گرفتن است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). رجوع به ترانه گشتن شود.
ترانه شدن. [ ت َ ن َ / ن ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) بجای افسانه شدن که عبارت از کمال شهرت گرفتن است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ). رجوع به ترانه گشتن شود.
بجای افسانه شدن که عبارت از کمال شهرت گرفتن است در کسوت اغیار چو بنمود رخ آن یار این قصه در آفاق جهان گشت ترانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قرار است که ادامهٔ خاطرات او در کتابی تحت عنوان «پنجرهای به باغ گل» به بازار کتاب عرضه شود. ترقی در این کتاب به چگونگی سروده شدن تعدادی از ترانههای خود اشاره کردهاست.
💡 او ادامه میدهد: حالتی که آن شب بر ما گذشت باعث ساخته شدن این ترانه شد که با صدای پوران اجرا شد و بعدها فریدون فرخزاد ـ بدون اجازه من ـ آن را بازخوانی کرد. این ترانه اجراهای متفاوتی توسط خانوم پوران در متن ترانه داشته که به نظر میرسد برای جلوگیری از برداشتهای احتمالی اعمال شدهاست.
💡 مراسم اصلی روز آزادی در اسلامآباد برگزار میشود. مراسم با برافراشته شدن پرچم ملی این کشور و سروده شدن سرود ملی آغاز میشود. پخش ترانههای ملی و مراسم رژه به صورت زنده از تلویزیون پاکستان از جمله اتفاقات این روز است.