لغت نامه دهخدا
تأیید کردن. [ ت َءْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأیید. پشتیبانی کردن. نیرومند کردن. چیزی یا کسی را مؤید کردن. چیزی یا کسی را مورد تأیید قرار دادن. رجوع به تأیید شود.
تأیید کردن. [ ت َءْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تأیید. پشتیبانی کردن. نیرومند کردن. چیزی یا کسی را مؤید کردن. چیزی یا کسی را مورد تأیید قرار دادن. رجوع به تأیید شود.
تایید پشتیبانی کردن نیرومند کردن چیزی یا کسی را موید کردن چیزی یا کسی را مورد تایید قرار دادن.
تأیید کردن
{acknowledge} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] اعلام وصول بستۀ داده ها توسط یک رایانه در شبکه به رایانۀ فرستنده
تاییدکردن (رایانه). تأییدکردن (رایانه)(ACK)
پیغامی که توسط واحد گیرنده اطلاعات به ایستگاه یا رایانه فرستنده ارسال می شود. این پیغام نشانگر این است که آن واحد آماده دریافت اطلاعات ارسالی است یا اطلاعات ارسال شده، بدون خطا دریافت گردیده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 توسعهدهندگان اوپنبیاسدی پیوسته کدهای منبع آن را برای پیدا کردن مشکلات امنیتی و باگهای نرمافزاری، بازبینی میکنند. پروژهٔ اوپنبیاسدی سیاستهای سختگیرانهای برای پروانههای نرمافزاری بهکاررفته در اوپنبیاسدی دارد. این سیاست در گذشته، باعث شد کدهایی که پروانهٔ دلخواه توسعهدهندگان آن را نداشتهاست را یا از اوپنبیاسدی بزدایند، یا اینکه آنها را با کدهایی با یک پروانهٔ مورد تایید جایگزین کنند.
💡 گزارش گزارشگران بدون مرز در مورد اسرائیل بیان میکند که "تحت سانسور نظامی اسرائیل، گزارش کردن در مورد موضوعات مختلف امنیتی نیاز به تایید قبلی توسط مقامات دارد. علاوه بر احتمال شکایت مدنی افترا، روزنامه نگاران همچنین ممکن است به تهمت مجرمانه و "توهین به یک مقام دولتی" متهم شوند. یک قانون آزادی اطلاعات وجود دارد اما گاهی اوقات اجرای آن دشوار است. محرمانه بودن منابع توسط قانون قانونی محافظت نمیشود.