بی اور

لغت نامه دهخدا

( بی آور ) بی آور. [ وَ ] ( ص مرکب ) بی همال. ( یادداشت بخطمرحوم دهخدا ). بی چون. بی مانند. بی همال:
در کفایت بی نظیری در مروت بی بدیل
در سخاوت بی همالی در سخن بی آوری.سوزنی ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).و رجوع به «آور» شود.، بیاور. [ وَ ] ( اِ ) نفع و سود. ( آنندراج ). سود و نفع و فایده و حاصل. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( بی آور ) بی همال. بی چون. بی مانند.
نفع و سود. سود و نفع و فایده و حاصل.

جمله سازی با بی اور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ الاسلام گفت: که این قوم یعنی دوستان او ور ازیند و باوزیند، و اور امیرند و باو خیزند، کی منافق و همه خلق آنرا زیند تا خورند و خود را زیند، و مومن و دوستان او آنرا خورند تازیند، و باوزیند. و او رازیند، واللّه اعلم.

💡 تاکائو اور در تیم‌هایی همچون تیم ملی فوتبال زنان ژاپن مربی‌گری کرده‌است.

💡 هستی اور است نیستی ما را بیش نیست از نمود اشیا را

💡 از جفا کاری بکش دست ای نگار رحمی اور بر دل از عشاق زار

گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز