اصول دین در قران
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] اصول دین در قرآن. اصول دین و مذهب در قرآن کریم آمده است، برخی آیات اشاره به اصول دین و مذهب (توحید، عدل، نبوت، امامت، معاد) اشاره دارند.
«قل هو الله احد» بگو: خداوند، یکتا و یگانه است. ـ «الله لا اله الا هو» خداوند کسی است که هیچ معبودی جز او نیست. ـ «و اعبدوا الله و لا تشرکوا به شیئا» وخدا را بپرستید، و چیزی را با او شریک مگردانید. ـ «ان الهکم لواحد» قطعا معبود شما یگانه است.
نبوت
«و لقد ارسلنا نوحا و ابراهیم و جعلنا فی ذریتهما النبوة و الکتاب» ما نوح و ابراهیم را فرستادیم، و در دودمان آن دو نبوت و کتاب قرار دادیم. ـ «و لکل امة رسول فاذا جاء رسولهم قضی بینهم بالقسط و هم لا یظلمون» و برای هر امتی، رسولی است، هنگامی که رسولشان به سوی آنان بیاید به عدالت در میان آنها داوری می شود، و ستم به آنها نخواهد شد. - «ثم قفینا علی آثارهم برسلنا» سپس در پی آنان رسولان دیگر خود را فرستادیم.
معاد
«و له الملک یوم ینفخ فی الصور» و در آن روز که در «صور» دمیده می شود، حکومت مخصوص اوست. - «قل الله یحییکم ثم یمیتکم ثم یجمعکم الی یوم القیامة لا ریب فیه و لکن اکثر الناس لا یعلمون» بگو: خداوند شما را زنده می کند، سپس می میراند، بار دیگر در روز قیامت که در آن تردیدی نیست گردآوری می کند، ولی بیشتر مردم نمی دانند. - «انما توفون اجورکم یوم القیامة» شما پاداش خود را به طور کامل در روز قیامت خواهید گرفت.
عدل
...
جمله سازی با اصول دین در قران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این گروه از فقها تصریح میکنند که: «مجرد تردید یا تغییر عقیده پس از تحقیق اگر اتفاق افتاد موجب اعدام نیست.» در واقع از آنجایی که بر همه واجب است در اصول دین به اندازه توانایی خود تحقیق کنند، اگر بعد از تحقیق کامل به آیینی غیر از اسلام معتقد شوند، معذور هستند؛ زیرا وظیفه عقلی و شرعی خود را انجام داده، ولی به خطا رفتهاند. خطایی که آنها را در همه حال مشمول مجازات مرتد نمیکند.
💡 در مسیحیت و برخی دیگر ادیان، سه گونه شیوه زندگی رهبانی وجود دارد که یکی از آنها صومعهنشینی یا دیرنشینی است. در این شیوه که بیشتر در غرب رایج است، راهب یا زاهد صومعهنشین اجازه دارد با پیروی از یکرشته اصول دینی با راهبان و کشیشان دیگر تماس داشتهباشد و مراسم مشترکی را اجرا کند.
💡 البته یغیشه وارداپت این سخن پادشاه را به قصد فریب و بنا بر دورویی دانستهاست، اما نتیجه در هر صورت این بود که مهرنرسی (وزیر بزرگ) شاه را مجاب کرد که تا اختلاف مذهبی در بین است، یکپارچگی با ارمنستان، ناپایدار و بیثبات خواهد بود و سرانجام قرار بر این شد که مهرنرسی به نام شاه، به نجبای ارمنستان فرمانی بفرستد که ضمن معرفی اصول دین زردشتی، ایرادهایی که بر مسیحیت وارد میدانستند را شرح دهد.