لغت نامه دهخدا
زرین شاخ.[ زَرْ ری ] ( اِ مرکب ) خامه. قلم. ( ناظم الاطباء ).
زرین شاخ.[ زَرْ ری ] ( اِ مرکب ) خامه. قلم. ( ناظم الاطباء ).
خامه و قلم
زرین شاخ، زردشاخ، زردشاخ درخشان برگ یا شاه بلوط گلدار چینی ( نام علمی: Xanthoceras sorbifolium ) نام یک گونه از گیاهان گلدار در تیرۀ ناترکیان، و تنها گونۀ سردۀ Xanthoceras است. این گیاه بومی شمال چین در استان های گانسو، هبئی، هنان، لیائونینگ، مغولستان داخلی، نینگ شیا، شاآنشی، و شاندونگ است. این گیاه از قرن نوزدهم به روسیه وارد شده و در آنجا نیز کشت میشود.
این گیاه یک بوتۀ بزرگ برگ ریز یا یک درخت کوچک است که تا ارتفاع 8 متر رشد میکند. چیدمان برگ ها به صورت متناوب، به طول 12 تا 30 سانتی متر بوده، و برگ ها به شکل پر مانند، با برگچه هایی به طول 3 تا 6 سانتی متر با حاشیه های دندانه دار تیز هستند. گل ها به قطر 2 تا 3 سانتی متر با پنج گلبرگ سفید بوده در اواسط بهار در خوشه های عمودی به طول 10 تا 20 سانتی متر می رویند. میوۀ آن یک کپسول بیضوی چرم مانند به قطر 5 تا 6 سانتی متر است که هنگام رسیدن به سه قسمت تقسیم میشود تا 6 الی 18 دانه آزاد کند؛ دانه ها سیاه رنگ، به قطر 1. 5 سانتی متر و شبیه به دانه های کوچک شاه بلوط هندی هستند.
جنس Xanthoceras ( که به "زرین شاخ" ترجمه میشود ) اساسی ترین عضو خانوادۀ ناترکیان در نظر گرفته میشود. لقب خاص sorbifolium به برگ های گیاه اشاره دارد، که به برگ های فاصله دار سمان کوهی ( Sorbus ) شباهت دارند. در ابتدا سوربیفولیا هجی میشد، اما این یک اشتباه دستوری بود که توسط ICBN به سوربیفولیوم تصحیح شد.
در زراعت انگستان، X. sorbifolium نشان لیاقت باغچۀ انجمن سلطنتی باغبانی را کسب کرده است. این گیاه کاملاً مقاوم است، ولی مکان های محافظت شده را ترجیح میدهد.
برگ، گل و دانه های زرین شاخ همگی قابل خوردن هستند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دارای ۱۶ کرده و ۶۲ بند است. بند ۱ تا ۱۲ در وصف ستاره تیشتر، ایزد باران است که به احتمال قوی همان شعای یمانی است و ظهور آن نویدبخش فرود آمدن باران است و در بند ۵ آمدهاست که هم چشم به راه او هستند تا به سوی دریای اساطیری فراخکرد بتازد. در بند ۸ به جدال او بر پریانی که به شکل شهابهای ثاقب ظاهر میشوند، اشاره شدهاست و در بند ۱۲ نام ستارگانی که همکار و یاور تیشتر هستند، آمدهاست: تیشتریهایی (کلب اصغر)، «ستارهای که بعد میآید (دَبَران پس رونده)، پروین، هفتورننگ و وَنَند (نَسرِ واقع). بندهای ۱۳ تا ۳۴ دربارهٔ جدال تیشتر با اَپوش، دیو خشکسالی و پیروزی این ایزد بر او و نتایج حاصل از آن است. تیتشر در ده شب نخستِ این جدال به شکل جوان پانزده ساله نیرومند و در ده شب دوم به شکل گاوی زرین شاخ و در ده شب سوم به شکل اسب سپید زیبای زرینگوشِ زرین لگامی متجلی میشود و دیو اپوش، حریف او، به شکل اسب کَلِ گَری ظاهر میگردد. هر دو در دریای فراخکرد به نبرد میپردازند و سرانجام تیشتر پیروز میگردد. آنگاه میعها در میان این دریا گرد میآیند. باد باران و ابر و تگرگ را به هفت کشور زمین میراند. بند ۳۵ به بعد در ستایش تیشتر و توصیف کارهای نیک اوست و توصیه شدهاست که مردمها این ایزد را آنگونه که شایسته اوست، ستایش کنند تا از قحط سالی و سپا دشمن و بیماریها و غیره در امان باشند.