لغت نامه دهخدا
رشتین. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حسن آباد بخش کلیبر شهرستان اهر. سکنه 122 تن.آب آن از دو رشته چشمه. محصول آنجا غلات. صنایع دستی فرش و گلیم بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
رشتین. [ رَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان حسن آباد بخش کلیبر شهرستان اهر. سکنه 122 تن.آب آن از دو رشته چشمه. محصول آنجا غلات. صنایع دستی فرش و گلیم بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این روستا قبلاً مرکز دهستان حسنآباد (محال حسنو) و تابع شهرستان کلیبر بودهاست است و این روستا از قدیم خوانیننشین مرکز خانها بودهاست معروفترین آن میر عبدالصمد خان احمدی ومیر مصطفی خان ومیرعلی خان احمدی نام بردو اجداد این خانها به نام سیدحسن فرزند سید احمدمیر احمدی این منطقه در زمان قاجار به نام او ایل حسن بیگلو یا محال حسنوء (حسنآباد) نامگذاری شدهاست. دهستان در ایام قدیم از قبیل -حسن بگلو مرکز دهستان -آقامیرلو - رشتین -دینور-لمه ارامنه - لمه اسلام کلاله علیا -کلاله سفلی—هوش -خوش تازه- علی بلاغ - اجاق کندی - تازه کند -موسوکندی -توق- ارزین -دمیرچی حداددان-دیشگداکی - شب خانه - خریل - کلاسور - خونروو -طویل - کلم -نبی جان - شیخ احمدلو—اوزی - سراجهلو - -بنهدیق - -کرد اوغلی -قودیلار -بالوجه -پیروان - خانقاه -یارالوجه - بنه کاغی-دنگاه -اردشیر - کاکاور -سونگون (خورشید دیگر) -آرپالیق-برازین -لمان -انجردلو-زرنکاب-