حشو لوزینج

لغت نامه دهخدا

حشو لوزینج. [ ح َش ْ وِ ل َ ن َ ] ( ترکیب وصفی ) حشولوزینه، حشو ملیح. رجوع به حشو لوزینه شود. حکی عن صاحب بن عباد انه کان یقول اذا سمع قول عوف بن محلم:
ان الثمانین و بلغتها
قد احوجت سمعی الی الترجمان
فقال بلغتها حشوة ولکنها حشوة اللوزینج. ( الجماهر فی الجواهر للبیرونی ):
دی باد عید که بر صدر روزگار
همواره عید باد بتائید کردگار
بر عادت از وثاق بصحرا برون شدم
با یک دو تن رفیق ز ابناء روزگار.
در این شعر جمله معترضه «که بر صدر روزگارهمواره عید باد بتأیید کردگار» حشو ملیح میباشد.

جمله سازی با حشو لوزینج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حشو ملیح، حشو لوزینج یا لوزینه، حشوی است که در آن نکته‌ای لطیف باشد، و بر زیبایی سخن بیفزاید، مانندِ عبارتِ «که از کار برده دست و دلم»، در این بیت از صائب تبریزی:

خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز