بمبو

لغت نامه دهخدا

بمبو. [ب َ ] ( اِ ) میلی که به خیک روغن فرو کنند و بدان دانند که روغن نیک یا بد است. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

میلی که به خیک روغن فرو کنند و بدان دانند که روغن نیک یا بد است.

جمله سازی با بمبو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیوه‌های شاق مجازات اعدام که در طول تاریخ روایت شده عبارتند از: چرخ شکاننده، آویختن از دار، کشتن در آب جوش، زنده سوزاندن، غرق کردن، اعدام با گرسنگی دادن، پوست‌کنی، چارمیخ، چهارمیل کردن، اعدام با فیل، سنگسار، مثله کردن، مرگ با اره کردن، دو کرجی، عقاب خونی، شکنجه بمبو، لینگچی، و گردن آویزی.

💡 پیترو بمبو (به ایتالیایی: Pietro Bembo) (زادهٔ ۱۴۷۰، ونیز - درگذشتهٔ ۱۵۴۷، رم) شاعر، دانش‌پژوه و کاردینال ایتالیایی بود.

💡 بیمارستان بمبو (به لاتین: Bombo Hospital) یک بیمارستان در تانزانیا است که در تانگا، تانزانیا واقع شده‌است.

💡 بمبو در ۱۵۲۵ رساله‌ای دربارهٔ نثر ایتالیایی نوشت و نقش مؤثری در توسعهٔ زبان و دستور زبان ایتالیایی داشت. او در ۱۵۳۹ توسط پاپ پل سوم به مقام کاردینالی در کلیسای کاتولیک رم منصوب شد.

💡 کوسه بمبو (نام علمی: Chiloscyllium plagiosum) نام یک گونه از تیره گربه‌کوسه‌ماهیان است.

حصار یعنی چه؟
حصار یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز