لغت نامه دهخدا
انماس. [ اِن ْ ن ِ ] ( ع مص ) پنهان شدن. ( از منتهی الارب )( تاج المصادر بیهقی ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
انماس. [ اِ ] ( ع مص ) فتنه انگیختن میان مردم و بدی افکندن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
انماس. [ اِن ْ ن ِ ] ( ع مص ) پنهان شدن. ( از منتهی الارب )( تاج المصادر بیهقی ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
انماس. [ اِ ] ( ع مص ) فتنه انگیختن میان مردم و بدی افکندن. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علاوه بر این، دقیقاً مانند DTL، TTL، ECL و غیره، سطح منطق ورودی نامتقارن باعث میشود که مدارهای انماس و پیماس نسبت به سیماس بیشتر در معرض نویز و خطا باشند. به سبب این معایب است که منطق سیماس امروزه بیشتر این نوعها را در اکثر مدارهای دیجیتال پرسرعت مانند ریزپردازندهها جایگزین کردهاست (با وجود این که سیماس در اصل در مقایسه با دروازههای منطقی ساخته شده با ترانزیستورهای دو قطبی بسیار کند بود).
💡 در مدارهای مجتمع، انماس با بار-تخلیهای نوعی خانواده منطقی دیجیتالی است که برخلاف خانوادههای منطقی قبلی انماس (نیمرسانا فلز اکسید نوع-n) که بیش از یک ولتاژ منبع تغذیه متفاوت نیاز دارند، فقط از یک ولتاژ منبع تغذیه استفاده میکند. اگرچه ساخت این مدارهای مجتمع نیاز به مراحل فرآوری اضافی دارد، اما بهبود سرعت کلیدزنی و حذف منبع تغذیه اضافی، این خانواده منطقی را به گزینه مطلوب بسیاری از ریزپردازندهها و سایر عناصر منطقی تبدیل کرد.