لغت نامه دهخدا
( آلامد ) آلامد. [ م ُ ] ( فرانسوی، ص مرکب ) بِرَسْم. به آئین. چنانکه باب است.
( آلامد ) آلامد. [ م ُ ] ( فرانسوی، ص مرکب ) بِرَسْم. به آئین. چنانکه باب است.
( آلامد ) (مُ ) [ فر. ] (ق. ) باب روز، مد روز.
( آلامد ) ۱. مطابق مد و رسم حاضر.
۲. ویژگی کسی که خود را مطابق مد می آراید و لباس می پوشد.
( آلامد ) برسم
مطابق مد، پسندیده ومطابق رسم ووضع حاضر
( آلا مد ) چنانکه مرسوم است طبق معمول برسم بایین روز باب روز.
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
امد (۴ بار)
مدّت. زمان، مدّت بر آنها دراز شد، دلهایشان سخت گردید. راغب گوید تفوت اَمزد و اَبَد آنست که اَبَد به معنی زمان غیر محدود و اَمَد به معنی زمان محدود ولی مجهول الحد است. و فرق میان زمان و اَمَد به اعتبار آخر مدت گفته میشود ولی زمان شامل اول و آخر مدت است بدین سبب گفتهاند مَدَی و اَمَد به متقاربند. امد، چهاربار در قرآن آمده است آل عمران:30، کهف: 12، حدید: 16، جن:25.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ( الم يان للذين آمنوا ان تخشع قلوبهم لذكرالله و مانزل من الحق و لا يكونوا كالذين اوتوا الكتاب منقبل فطال عليهم الامد فقست قلوبهم و كثير منهم فاسقون.(31) ): آيا زمان آننرسيده كه مؤ منان دلهايشان به ياد خدا و در برابر حق خاشع شود و مانند كسانىنباشند كه تورات و انجيل به آنان دادند، درنگ ايشان دراز شد، تا دلهاشان سخت شد وبيشتر آنان فاسق شدند.
💡 - عن الرضا (عليه السلام ): فان قال: فلم يعبدوه ؟قيل: ائلا يكونوا ناسين لذكره ولا تاركين لادبه و لا لاهين عن امره و نهيه، ژ كان فيهصلاحهم و قوامهم فلوا تركوا بغير تعبد لطال عليهم الامد فقست قلوبهم (966)
💡 (قال رسول الله صلى الله عليه و آله: او صيكم بالشبان خيرا فانهم ارق افئدهان الله بعثنى بشيرا و نذيرا فحالفنى الشبان و خالفنى الشيوخ ثم قرافطال عليهم الامد فقست قلوبهم. (870) )
💡 و اما الحسن فانه ابنى و ولدى و بضعة منى و قرة عينى و ضياء قلبى و ثمرة فؤادى، و هو سيد شباب اهل الجنة، و حجة الله على الامد، امره امرى، وقوله قولى، من تبعهمنى و من عصاه فليس منى.