شیرین گفتار
مترادفها
خوشسخن، خوشگو
متضادها
تلخسخن، بدگوی
لغت نامه دهخدا
شیرین گفتار. [ گ ُ ] ( ص مرکب ) شیرین کلام. شیرین زبان. ( ناظم الاطباء ):
تا ز آئینه شبرنگ نیاید بیرون
متکلم نشود طوطی شیرین گفتار.صائب ( از آنندراج ).رجوع به مترادفات کلمه شود.
|| شیرین گفتار؛ ( اِ مرکب ) مقلوب گفتار شیرین:
اول دل من گرم همی داشتی و من
دل بر تو فروبسته بدان شیرین گفتار.فرخی.رجوع به شیرین سخن ( اِ مرکب ) شود.
فرهنگ فارسی
شیرین کلام شیرین زبان.
جمله سازی با شیرین گفتار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پستهٔ آن بت شکّر لب شیرین گفتار بسخن بر من شوریده شکر کرد نثار
💡 برنیاید نفس از طوطی شیرین گفتار در حریمی که رخ آینه پردازی نیست
💡 چون این بیت ها بگفت روی از ما بنهفت و از آنجا که بود برخاست و بگوشه خلوتی آراست، چون از سفر حجاز بازگشتم هم بر آن حظه دمساز گشتم پرسیدم که آن دیوانه هوشیار شیرین گفتار کجا شد و علت شیدائی و مایه سودائی با او چه کرد؟
💡 قصد کوته ملکا بلبل خوش لهجهٔ تو محتشم نادره اندیشهٔ شیرین گفتار
💡 خیزد از کشور ما طوطی شیرین گفتار گر به خاک سیه هند شکر بسیارست
💡 جای آنست که فخر آری و گویی کامروز خسرو ملک کلامم من شیرین گفتار