دوشش

لغت نامه دهخدا

دوشش. [ ش ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر دوشیدن که کمتر استعمال دارد. ( از یادداشت مؤلف ): تحلب؛ دوشش دادن. ( تاج المصادر بیهقی ). رجوع به دوشیدن شود.
دوشش. [ دُ ش ِ ] ( عدد مرکب ) دوبار شش. دو ضربدر شش. دوازده. ( شرفنامه منیری ). || ( اصطلاح نرد ) به معنی داو دوازده که در بازی نرد می باشد. ( آنندراج ) ( غیاث ). داوی است در بازی نرد ( پچیس )که حریف دوازده آورد و بازی را برد و آن را بهار هم گویند و بهار در اصل باره بوده به معنی دوازده. ( ازلغت محلی شوشتر ). دوتا شش. جفت شش. نقش دوتا شش که در بازی نرد بر رو قرار گیرد. ( از یادداشت مؤلف ).
- دوشش انداختن؛ آوردن نقش دوشش در بازی نرد که در آغاز بازی حریف را از خروج خانه وی و نیز ورود به خانه خود بازدارد. ( یادداشت مؤلف ).
- دوشش نشستن؛ عبارت است ازنقش دوچهار زدن و نقش دوشش نشستن. ( از آنندراج ):
دوششی به این رسایی ننشست عاشقی را
تو و فکر کشتن من، من و ذوق جان سپاری.درویش واله ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ( نرد ) آوردن دو تاس که هر یک شش خال داشته باشد جفت شش.

جمله سازی با دوشش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در رابطه با محصولات دامی تولید مواد اولیه سالم از دام زنده آغاز می‌گردد. بازرسی قبل و پس از کشتار زمان تولید گوشت و معاینه دام‌های شیری در زمان تولید شیر و به کار بستن روش‌های صحیح و بهداشتی دوشش و سرد کردن شیر از جمله اقدامات ضروری برای جلوگیری از رشد ریززنده‌ها و تغییرات شیمیایی نامطلوب در محصول و به عبارت دیگر افزایش کیفیت و ماندگاری آن می‌باشد.

💡 دارد آن عزت تفنگ ثانی صاحبقران کز شرف خاقان اگر باشد به دوشش می‌برد

💡 ساقدوش عروس که در زبان ترکی نیز ساقدوش می‌شود به کسی گویند که همچون عروس آراسته باشد و شب عروسی دوش به دوشش راه رفته همراهش به خانهٔ داماد برود. ساقدوش از ترکیب واژه «ساق» که در ترکی بمعنی سمت راست است و کلمه «دوش» فارسی بمعنی کتف تشکیل شده است.

💡 بسکه مستان را به قدر میکشیها آبروست می‌زند پهلو به‌گردون هرکه بر دوشش سبوست

💡 مساءله 42 - اگر حمال پايش بلغزد و در نتيجه آن چه بر دوش دارد و يا آن چه برسر خود نهاده بشكند ضامن است، به خلاف حيوان باربر كه براىحمل بارى اجاره شده كه اگر بلغزد و بار دوشش تلف و يا معيوب شود صاحب حيوانضامن نيست مگر آنكه علت لغزيدن حيوان صاحبش بوده باشد مثلا حيوان را بزند و يا درپرتگاهى براند و يا كار ديگرى كرده باشد.

💡 دیدم فلک پیراسته، وز خلد زیور خواسته وز بهر عید آراسته، مه دوشش از سیمین علم

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز