لغت نامه دهخدا
درفش کیان. [ دِ رَ ش ِ ] ( اِخ ) درفش شاهان کیانی. علم و بیرق شاهان ایران زمین. درفش و اختر کاویان:
درفشنده تیغت عدوسوز باد
درفش کیان از تو فیروز باد.نظامی.رجوع به درفش کاویان شود.
درفش کیان. [ دِ رَ ش ِ ] ( اِخ ) درفش شاهان کیانی. علم و بیرق شاهان ایران زمین. درفش و اختر کاویان:
درفشنده تیغت عدوسوز باد
درفش کیان از تو فیروز باد.نظامی.رجوع به درفش کاویان شود.
درفش شاهان کیانی علم و بیرق شاهان ایران زمین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ماهتابی است بر درفش کیان آفتابش چه تیروچه بهمن
💡 درفشنده تیغت عدو سوز باد درفش کیان از تو فیروز باد
💡 بماندند خرگاه و خیمه بجای درفش کیانی و پرده سرای
💡 نه چشمی که بینیم خوار اوفتاده درفش کیان از کیان در نگونی
💡 آسوده باد تارک قدرت ز حادثات در ظلّ خامه ام که درفش کیانی است