لغت نامه دهخدا
خودپوست. ( اِ مرکب ) پوست زبرین بیضه یعنی خایه مرغ. ( دهار ): القیض؛ خودپوست خایه مرغ و جز آن شکافتن یعنی پوست زوَرین. ( مجمل اللغة ).
خودپوست. ( اِ مرکب ) پوست زبرین بیضه یعنی خایه مرغ. ( دهار ): القیض؛ خودپوست خایه مرغ و جز آن شکافتن یعنی پوست زوَرین. ( مجمل اللغة ).
پوست زبرین بیضه یعنی خایه مرغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ترکاندن تاول نباید با بازکردن کامل روی زخم باشد چراکه خود پوست تاول بهترین محافظ برای زخم آن میباشد (مخصوصا جهت جلوگیری از چسبندگی به لباس و جلوگیری از احتمال عفونی شدن پوست).
💡 عدو ز چوب ادب کردی استخوانش خرد چنانکه بر تن خود پوست چون انار کشد
💡 کنش این برسها بیشتر مانند شانهزنی است تا برسزنی، این است که آنها در راست کردن و ناگوریدن رشتهها به کار میروند. انواع خاصی از برس مو با این حال برای برس زدن خود پوست سر طراحیشدهاند جدا از مادیگی همچون پوست مرده (شوره) و برای تقویت پوست سر.
💡 گر سپرداری بود عادت عدو را همچو ماه ور چو ماهی بر تن خود پوست جوشن میکند
💡 زمانی که یک عطر روی پوست اعمال میشود، خود پوست به یک زیرلایه برای بو تبدیل میشود. بوی ذاتی پوست فرد، مرطوبسازی پوست، رفتار میکروبیوم پوست و دمای سطح پوست که عطر به آن اعمال میشود، بر سیاژ یا پخش یک عطر اعمال شده بر روی آن تأثیر میگذارد.