خاچک

لغت نامه دهخدا

خاچک. [ چ َ ]( اِخ ) دهی است از دهستان توابع کجور بخش مرکزی شهرستان نوشهر واقع در 4 هزارگزی جنوب باختری کجور. محلی است کوهستانی و سردسیر و سکنه آن 4000 تن. مذهبشان شیعه و زبانشان گیلکی و فارسی و آب آنجا از چشمه و رودخانه محلی. محصولات آنجا غلات و لبنیات و ارزن است و شغل اهالی زراعت و گله داری است. عده ای از اهالی آنجا در زمستان بشغل خبازی در طهران اشتغال دارند. راه آنجا مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
خاچک. [ چ َ ] ( اِخ ) نام سابق دهکده ای که امروز آن راحبیب آباد ( در کنار چشمه آب ) گویند. ( سفرنامه رابینو ص 28 و 108 بخش انگلیس ). و رجوع به حبیب آباد شود.

جمله سازی با خاچک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محوطه آفله در ابتدای ورودی روستای خاچک واقع شده است. که خود شامل یک تپه از سلسه رشته کوه‌هایی که روستای خاچک در کوهپایه آن واقع شده می‌باشد.

💡 بیش از ۷۰٪ اراضی خاچکین در سالهای اخیر به محدوده شهری شهر خمام الحاق شده و جزء شهر محسوب می‌شوند، به عبارت دیگر، جای آنکه خاچکین را یکی از روستاهای توابع خمام بشناسیم باید آنرا یکی از محله‌های ضمیمهٔ شهر خمام برشماریم.

توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز